تبليغاتX
مَنـ دیـگِـ نِمیتونَمــ...

مَنـ دیـگِـ نِمیتونَمــ...

«از بَسـ سوارِتَـ ـن مِنــَ ـت رو دوشتِهـ تا وَقتیـ خطِ ـــــــــــ میکِشَنـ رو نوار قَلبـ»

سلام این آپم واس آهنگسازا محترم


اگه کسی میتونه تو زمینه بیت سازی(آهنگسازی) کمکم کنه لطفا یا واسم نظر بذاره


ولی چون ممکنه نتم قطع شه شمارمم میذارم چون بدجور به بیت(آهنگ) احتیاج دارم

این شمارمه 09365317308 فقط لطفا اگه بیت ساز هستید حتما بهم خبر بدید

[ پنجشنبه 1390/11/20 ] [ 14:38 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


دانلود آهنگ بذار بگم

اومدم با ی آپ چن منظوره.ببخشید ی مدت نبودم آخ امتحانا بود منم دیگه نیومدم

ولی الان هستم.

دوتا آهنگ خوندم (بذار بگم)(بدون تو)بذا بگم درمورد خودمه ولی بدون تو دیس لاو هست ک واس یکی خوندم

البته الان فقط بذار بگمو گذاشتم برا دانلود چون نمیخوام دیس لاو پخش شه

راستی با رفیقام ی گروه ب اسم (آسفالت)ساختیم که داریم جمع میکنیم ی استودیو بزنیم و کارامونو خودمون تنظیم کنیم

حتممممممممما منتظر کارای گروه آسفالت باشین 3 نفریم (امین همتا/امیر دای من/سهند)

اینم آهنگم دانلود کنیدو فیض ببرید اینم عکس بچگیامه...

درضمن با تشکر از پسر خالم(شایان)و دوستم(عباس)که واس این آهنگ کمکم کردن

http://amir-dieman.persiangig.com/201003281168.jpg

درضمن تکستشم(شعرش)پست پایینیه

                                                 Download


برچسب‌ها: دانلود آهنگ بذار بگم, دانلود آهنگ امير داي من, دانلود آهنگ بذار بگم از امير داي من, دانلود رپ هاي اجتماعي, رپ هاي 2012
[ یکشنبه 1390/11/16 ] [ 13:2 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


تکست(شعر)آهنگ بذار بگم...

ورس1:

میخوای باز بگم؟اما حسه گفتن نیست/میدونم خوندنم شبیه قصه گفتن نیست

ولی با کلی حرف اومدم از اعماق زمین/باعث سربلندی واس ی سربازه همین

این زندگی نداره معرفت یکم/تو گوش بده تا واست خط ب خط بگم

از میکروفن ک زسته قاضی گرفته/مثه آینده ی من که فعله ماضی گرفته

میخوام بگم از این کلمات مجاوره هم/همه خوشحالیم(هه)میخواد کجا بر غم؟

تو بذا بگم هرچند سکوته فریادم/تا وقتی نفس میکشم هیچ نمیره از یادم

دوران کودکی که تو کف عشق بودم/هرکی رد شد دودستی دلو بش دادم

اما الان چی؟(هه)قلب کسی میزنه واسم(نه)/تو اوج سختی من ادامه میدم بازم

کورس:

بذا بگم از چیزی که پیرم کرده/اینجا تنهایی با داشتن ی همدرده

خدا بسه دیگه برس به دادم/من محکوم شدم اینجا ب اسمه آدم

بذا بگم که ندارم اراده کم/و میجنگم واس آزادی پس بذا بگم

شکست؟نه به هیچ عنوان/با ی قلم میرم ب جنگه 1 گردان

ورس2:

(بذا بگم)که این فقیر آره انسانه/هرچند همیشه اثاثش باره نیسانه

هرچند زندس توی عالمه دیگه/منم مینویسم این حالمه دیگه

جرمم چیه؟باید بشم بازداشت؟/میدونم زندگی روم هدف خاص داشت

اما من دارم امید مث نفس تو سینه/چیه هدف؟واکس زدن ی جفت پوتینه

الان ورسه آخره دیگه پایانه بحثه/ببین اون پدر چششو به یارانه بسته

(بذا بگم از کورش کبیر ببین/همه از ی نسلیم ولی باهم غریبه ایم)

خدا کجایی پس رسیدیم به شیب سقوط/وقتی برادرتم چشش به جیب تو بود

راه فرار بستس قفلش باز نیس؟/(خدا)دای من حرفای مفتش راست نیس؟

[ یکشنبه 1390/11/16 ] [ 11:22 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


مسافر

مسافرندارم ناي رفتن ولي مسافرم/راه من فرق داره باتو بايد جدا برم

بايد برمو رها شم از اين ديار پست/فكر رسيدن به فردا شده خيال محض

[ شنبه 1390/10/10 ] [ 14:19 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


نيستم...

سلام...

ببخشيد ي مدت نبودم البته الانم نيستم

من تا ي مدت نميام ولي وقتيم اومدم دست پر ميام

با چن تا آهنگ از خودم...

[ شنبه 1390/10/10 ] [ 13:9 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


خیابون

کف اسفالت صافه ولی ترک داره ، مثل دل منه که غمارو یدک داره
اینجا قوانینی داره که بی تبصرس ، نگاها شلیک میشه بهت از قرض
ممکنه ارزوهات توی حباب بمونن ، تاوقتی سنگ قبرتو با گلاب بشورن
اینجا غریب نوازن به طرز فجیعی ، اگه تک بپری میگیرتت ترس عجیبی
مهمترین چیز اینه تو باید زنده بمونی ، ولی ما اون گوشه واسادیم و تشنه به خونیم
سعی کن سرت پایین باشه راه و صاف بری ، چون لاشخوره پشت سرت منتظره گاف بدی
بزار قلم بچرخه بخونه هنجره ، خیابون مثل یه خونس بدون پنجره
وقتی وارد شدی نگاهی به بیرون نداری ، پس یاد بگیر که بمونه سنگ دلت

داره بازم میگذره همه لحظه های من توی خیابون
اگه مثه مایی از جنس مایی پس بیا توش
همین بوده قبلم همینم می مونه تا ابد زندگی
یعنی بمونیم تا بمیریم ما توی خیابون

میدونی تعبیر میشه اینجا تفریح به چی؟ این که برد قمارو به طرف تبریک بگی
واسه پول تب داری ولی کو دوای تبت ، فقط هول میدی بیرون کمی دود از لای لبت
که بیخیال باشی زمان بگذره بیشتر ، اوج خندت میشه یکسره ریشخند
یهو یکی میاد میگه خنجر پشتمه ، رو صورتش جای 5 انگشتمه
همه چی میریزه به هم رسمش اینه ، بی توجه به این که یارو دستش چیه
اگه به ماها بندازن یه نظر همه ، میبینن تو جمعمون هر روز یه نفر کمه
این هستو رسمه پسته نسله منه نگو ، بس کن رزمو از خود دست به قمه باز
منو میبینی و میگی چه بی رحمی تو ، تا نباشی تو جمع ما نمیفهمی خوب

داره بازم میگذره همه لحظه های من توی خیابون
اگه مثه مایی از جنس مایی پس بیا توش
همین بوده قبلم همینم می مونه تا ابد زندگی
یعنی بمونیم تا بمیریم ما توی خیابون

دل خوشه به قدم زدن زیر نمنم بارون ، شاید بتونه بشوره یه کم از دغدغه هامون
چون که زندگی نه به بار نه به دار وقتی که ، دورو ورت نه حصاره نه صدای فردی که
بگه برو جلو من پشت واسادم ، پس زنده میمونم اگه خوش شانس باشم

تا چشم زدیم ما دیدیم که شدیم ، جای ننه بابا اسفالت و بغل کنیم
من بچه ی خیابونا نیستم ولی ، خیابونا بچه منو نیست کمترین
احتمالی که من بچمو ترک کنم ، تو تو اشتباهی هر شبو سر کنم
به همین رسم اشنا با سنت قدیم ، که خیابون داره رو قلم قدرت عجیب
عادت میکنی وقتی که هرشب توش پا بزاری ، اسم ماها تاابد میمونه روش یادگاری

[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 12:17 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


آفتابه... ولی سرده! کوش خورشید خانومه هرزه؟

با کدوم‌یکی از ستاره‌های آسمون من خوابیده که نیست، رفته

شاید پشتِ ابره، منم منتظر نمی‌مونم که بیاد بیرونُ ببینمش

می‌رم پشتِ ابرا تا بگیرمش
توی بغلم... آخ، سوختم

آخرین باری که دیده بودمت توی صفحه نمی‌دونم چندُم کتاب نقاشیم بود
یادش بخیر...ای‌کاش چیده بودمت، مثل گل... ای‌کاش چیده بودمّت

خب، واسم تعریف کن با ابر جلوت رابطه‌ات چطوره
شنیدم واسه این‌که کسی نمی‌تونه ببینتت برخورده یه‌خورده بهت
این فاصله دوره، بیا به هم نزدیک‌تر بشیم تا دست بکشم روی موهای بورت

به تو محرَم شدم با نورت
منم ساکن یه شهر، یه مسافر غریب تو خونه، وارث یه درد
از چیدن سیب درختِ تو آسمونت
مردم من می‌گن که خورشید خانوم هنوز خوابه، ولی عکسِت هنوز
گوشه‌ی اُتاق خدا تو قابه، هر روز پا می‌شه و گردشُ می‌گیره و می‌گه به‌قول زمینیا
خورشید تا اَبد پشتِ ابر نمی‌مونه... نه، نه نمی‌مونه... نه برو عقب منو بغلم نکن
منُ آروم می‌کنی، بذار داد بزنم به همه بگم که یه‌روز میای بیرون از پشتِ اَبر زمینُ جارو می‌کنی...
بگو میای لعنتی، بگو میای لعنتی،
بگو میای...
بگو میای، بگو میای، بگو میای، بگو میای، بگو میای...
نگران نباش، من هوای تو رو دارم خانوم،
از پشتِ ابر یهو نیا بیرون، دستتُ بده به من خیلی آروم،
یکم آروم باش، از ابر جلوت دل‌گیر نباش، که من حاصل بارش بارون‌هام
تو این چند ساله، جات خیلی خالی بود
وای خیلی عالی بود، اون وقتا که بودی

من اُفتادم پایین جات خیلی خالی بود
آفتاب، بود ولی سرد، این آسمون واسه تو جا دار، بود ولی تنگ

بگو میای لعنتی، بگو میای لعنتی، بگو میای؛
بگو میای لعنتی، بگو میای لعنتی، بگو میای..



برچسب‌ها: تكست آهنگ خورشيد خانوم از استاد بهرام
[ یکشنبه 1390/07/10 ] [ 21:56 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


nemitoonam

اگه بارون مياد از ابر نگامه

هنوزم يه قطره اشک توي قبره صدامه

خدا ابرو گريه مي ندازه تا گل بخنده

مي خواد بين فاصله هامون يه پل ببنده

يادش بخير اقلا ما که غيرت رو داشتيم

ولي اين روزا رو گلامونم قيمت گذاشتيم

بذار بخونم تا گوشاتونم احساسم کنن

هر چه احساسمو کشتن مي خوان قصاصم کنن

من يه زندگي دارم که شده تحميل بهم

يه تيکه سنگ بوده شده تبديل به دل

تو فقط ياد گرفتي که رکب بزني

يا بشيني درس بخوني بگن عجب پسري

مي خواي آدم باشم اينجا آدم قحطه

من ديگه خوشي هاي زندگيمم يادم فته

هنوز خاطرات تلخم هست باهام

که توقع راه رفتن ندارن از پاهام

مثه يه مسافر که نيومدن استقبالش

تنها کار من توي اين زندگي استتاره

که همرنگ بشم با مردم پستي که

تو گوشم دارن مي خونن که مرگت نزديکه

امیر يه جنازست که هنوز داره مي ميره هر شب

بذار با غبار تاريخ به ديرينه وصل شم

حتي ابراي چشاي من خوب نمي بارن

مي دوني من يه زخميم خب به روت نميارم

اين دنيا يه مشت خاکه صاحبه خصلت تويي

خدا ميشه شاديو با منم قسمت کني؟

            

                                                   (استاد بهرام (ع)...)

[ چهارشنبه 1390/05/12 ] [ 20:36 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


عكس...

امروز يه سری عكس گذاشتم از خودم و پسر خالم


بريد ادامه مطلب البته رمز داره و دوستان بيان بگن تا ما رمزو بديم


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1390/06/21 ] [ 15:16 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


وبلاگ...

سلام به همه(اونيی ك همرام بودن)

الان ك دارم مينويسم ميخوام دعوتتون كنم به وبلاگ يكی از دوستان

دوستان بامرام لطف كنن يه سری بزنن به دوستمون (منو ضايع نكنيد)

من خودم از وبلاگش خوشم اومد مطمئنم شمام خوشتون مياد


                                   وبلاگش اينجاس
[ دوشنبه 1390/06/21 ] [ 15:16 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


چقد تنهايی بده....

چه قدر تنهایی بده بگو حال تو هم اینه

اگه این عشق کشته شه پای تو هم گیره

قول داده بودم به مرور زمان خوب شم

یه کم انصاف داشته باش نذار خورد شم

ببین شاید الان بگی تقصیر ما نیست

این داستان عشقه تو تقویم تاریخ

ولی مگه میشه این همه خاطره رو گور کرد

و بد نشست فقط فاتحشو خوند نه

نمیتونم توی کتم نمیره

مگه میشه عشق یک شبه عقب بشینه ؟

بدون خالیه جات تا که تو پرش کنی

واسه آدمی که یک عمر تو بتش بودی

من که هر کاری کردم كه نری یه وقت نه

نمیدونم چرا یهو زدی بهم من

عاشقتم اینو انکار نکن

مثل فیلمی که هیچوقت اكران نشد
[ جمعه 1390/06/04 ] [ 12:35 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


در اين بن بست!!!

در اين بن بست!!!

دهانت را می بويند مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می پويند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غريبیست نازنين روزگار غريبیست نازنين

و عشق را کنار تيرک راه بند تازيانه می زنند

عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

شوق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

روزگار غريبی است نازنين روزگار غريبیست نازنين

و در اين بن بست کج و پيچ سرما آتش را به سوخت بار سرود وشعر فروزان ميدارند

به انديشيدن خطر مکن روزگار غريبیست

آن که بر در می کوبد شبا هنگام به کشتن چراغ آمده است

نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد

دهانت را می بويند مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می پويند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غريبی است نازنين روزگار غريبیست نازنين

نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد

عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

آنک قصابانند بر گذرگاهها مستقر با کنده و ساطوری خون آلود

وتبسم را بر لبها جراحی می کنند و ترانه را بر دهان

کباب قناری بر آتش سوسن و ياس

شوق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

ابليس پيروز مست ٫سور عزای ما را بر سفره نشسته است

خدای را در پستوی خانه نهان بايد کرد

خدای را در پستوی خانه نهان بايد کرد
[ جمعه 1390/06/04 ] [ 12:31 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


دانلود اولين آهنگم به اسم حقايق من

  





                                                  ادامه مطلب...


برچسب‌ها: دانلود آهنگ حقايق من, دانلود آهنگ امير داي من, دانلود آهنگ حقايق من از امير داي من, دانلود رپ هاي اجتماعي, رپ هاي 2011
ادامه مطلب
[ یکشنبه 1390/05/23 ] [ 15:49 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


بخون...

سلام به دوستای گلم اومدم اينجا ك بگم منو آجيم (عسلم) يه وبلاگ درست كرديم

خوشحال ميشيم بهمون سر بزنيد و نظر بذاريد

(برای وارد شدن به وبلاگمون اينجا كليك كنيد)

داشت يادم ميرفت بگم يه سری هم بريد تو ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
[ شنبه 1390/05/22 ] [ 15:0 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


پس از مرگم


پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر

وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا

چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس

با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه

شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من

باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن

را زمزمه كن ،  آري زيبايم پس از مرگ بر گورم بيا ، و علفهاي

هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار

كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد .

[ جمعه 1390/05/14 ] [ 14:35 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


عاشقانه ترين...

وقتي كسي رو دوست داري  حاضري جون فداش كني


حاضري دنيا رو بدي  فقط يك بار نگاهش كني


به خاطرش داد بزني  به خاطرش دروغ بگي


رو همه چيز خط بكشي  حتي رو برگه زندگي


وقتي كسي تو قلبته  حاضري دنيا بد باشه


فقط اوني كه عشقته عاشقي رو بلد باشه


قيده تمومه دنيا رو به خاطره اون ميزني


خيلي چيزا رو ميشكني تا دله اونو نشكني


حاضري بگذري از دوستايه امروز و قديم


اما صداشو بشنوي شب از ميون دو تا سيم


حاضري قلبه تو باشه پيشه چشايه اون گرو


فقط خدا نكرده اون يك وقت بهت نگه برو


حاضري حرفه قانون رو ساده بزاري زير پات


به حرفه اون گوش بديو به حرفه قلبه با وفات


وقتي بشينه به دلت از همه دنيا ميگذري


تولد دوبارته اسمشو وقتي ميبري


حاضري جونت رو بدي ، يه خار تويه دستشم نره


حتي يه ذره گردو خاك مبادا تو چشاش بره


وقتي كسي تو قلبته يك چيزه قيمتي داري


ديگه به چشمات نمياد اگر كه ثروتي داري


نزار كه از دستت بره اين گنجه خيلي قيمتي
[ جمعه 1390/05/14 ] [ 14:32 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


دردت به جونم گريه نكن

من میرم واسه همیشه عشق من

این دله تنها واست تنگ میشه عشق من

حیفه اون چشمات که اشک بریزن عشق من

این دله تنها واست تنگ میشه عشق من



من میرم به خاطر هر دوتامون

فراموش کن تمومه خاطره هامون

بزار تا راحت ازت جدا بشم برم

شوگون نداره اشک بریزن چشامون



دردت به جونم گریه نکن

آرومه جونم گریه نکن

بزار تا راحت جدا بشیم

مهربونم گریه نکن



عشقت بمیره گریه نکن

گریم میگیره گریه نکن

اشکاتو پاک کن و بزار برم

دیگه دیره گریه نکن



من میرم واسه همیشه عشق من

این دله تنها واست تنگ میشه عشق من

حیفه اون چشمات که اشک بریزن عشق من

این دله تنها واست تنگ میشه عشق من



من میرم به خاطر هر دوتامون

فراموش کن تمومه خاطره هامون

بزار تا راحت ازت جدا بشم برم

شوگون نداره اشک بریزن چشامون



دردت به جونم گریه نکن

آرومه جونم گریه نکن

بزار تا راحت جدا بشیم

مهربونم گریه نکن



عشقت بمیره گریه نکن

گریم میگیره گریه نکن

اشکاتو پاک کن و بزار برم

دیگه دیره گریه نکن



دردت به جونم عشقت بمیره

آرومه جونم گریم میگیره

بزار تا راحت اشکاتو پاک کن

مهربونم گریه نکن

[ چهارشنبه 1390/05/12 ] [ 13:16 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


داستان زيبا و عاشقانه

چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .
رنگ چشاش آبی بود .
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ…
وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .
دوستش داشتم .
لباش همیشه سرخ بود .
مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …
وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.
دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .
دیوونم کرده بود .
اونم دیوونه بود .
مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد .
دوست داشت من به لباش روژ لب بمالم .
می دونست وقتی نگام می کنه دستام می لرزه .
اونوقت دور لباش هم قرمز می شد .
بعد می خندید . می خندید و…
منم اشک تو چشام جمع میشد .
صدای خنده اش آهنگ خاصی داشت .
قدش یه کم از من کوتاه تر بود .
وقتی می خواست بوسش کنم ٫
چشماشو میبست ٫
سرشو بالا می گرفت ٫
لباشو غنچه می کرد ٫
دستاشو پشت سرش می گرفت و منتظر می موند .
من نگاش می کردم .
اونقدر نگاش می کردم تا چشاشو باز می کرد .
تا می خواست لباشو باز کنه و حرفی بزنه ٫
لبامو می ذاشتم روی لبش .
داغ بود .

وقتی می گم داغ بود یعنی خیلی داغ بود .
می سوختم .
همه تنم می سوخت .
دوست داشت لباشو گاز بگیرم .
من دلم نمیومد .
اون لبامو گاز می گرفت .
چشاش مثل یه چشمه زلال بود ٫صاف و ساده …
وقتی در گوشش آروم زمزمه می کردم : دوستت دارم ٫
نخودی می خندید و گوشمو لیس می زد .
شبا سرشو می ذاشت رو سینمو صدای قلبمو گوش می داد .
من هم موهاشو نوازش میکردم .
عطر موهاش هیچوقت از یادم نمیره .
شبای زمستون آغوشش از هر جایی گرم تر بود .
دوست داشت وقتی بغلش می کردم فشارش بدم ٫
لباشو می ذاشت روی بازوم و می مکید٫
جاش که قرمز می شد می گفت :
هر وقت دلت برام تنگ شد٫ اینجا رو بوس کن .
منم روزی صد بار بازومو بوس می کردم .
تا یک هفته جاش می موند .
معاشقه من و اون همیشه طولانی بود .
تموم زندگیمون معاشقه بود .
نقطه نقطه بدنش برام تازه گی داشت .
همیشه بعد از اینکه کلی برام میرقصید و خسته می شد ٫
میومد و روی پام میشست .
سینه هاش آروم بالا و پایین می رفت .
دستمو می گرفت و می ذاشت روی قلبش ٫
می گفت : میدونی قلبم چی می گه ؟
می گفتم : نه
می گفت : میگه لاو لاو ٫ لاو لاو …
بعد می خندید . می خندید ….
منم اشک تو چشام جمع می شد .
اندامش اونقدر متناسب بود که هر دختری حسرتشو بخوره .
وقتی لخت جلوم وامیستاد ٫ صدای قلبمو می شنیدم .
با شیطنت نگام می کرد .
پستی و بلندی های بدنش بی نظیر بود .
مثل مجسمه مرمر ونوس .
تا نزدیکش می شدم از دستم فرار می کرد .
مثل بچه ها .
قایم می شد ٫ جیغ می زد ٫ می پرید ٫ می خندید …
وقتی می گرفتمش گازم می گرفت .
بعد یهو آروم می شد .
به چشام نگاه می کرد .
اصلا حالی به حالیم می کرد .
دیوونه دیوونه …
چشاشو می بست و لباشو میاورد جلو .
لباش همیشه شیرین بود .
مثل عسل …
بیشتر شبا تا صبح بیدار بودم .
نمی خواستم این فرصت ها رو از دست بدم .
می خواستم فقط نگاش کنم .
هیچ چیزبرام مهم نبود .
فقط اون …
من می دونستم (( بهار )) سرطان داره .
خودش نمی دونست .
نمی خواستم شادیشو ازش بگیرم .
تا اینکه بلاخره بعد از یکسال سرطان علایم خودشو نشون داد .
بهار پژمرد .
هیچکس حال منو نمی فهمید .
دو هفته کنارش بودم و اشک می ریختم .
یه روز صبح از خواب بیدار شد ٫
دستموگرفت ٫
آروم برد روی قلبش ٫
گفت : می دونی قلبم چی می گه؟
بعد چشاشو بست.
تنش سرد بود .
دستمو روی سینه اش فشار دادم .
هیچ تپشی نبود .
داد زدم : خدا …
بهارمرده بود .
من هیچی نفهمیدم .
ولو شدم رو زمین .
هیچی نفهمیدم .
هیچکس نمی فهمه من چی میگم .
هنوز صدای خنده هاش تو گوشم می پیچه ٫
هنوزم اشک توی چشام جمع می شه ٫
هنوزم دیوونه ام.

[ سه شنبه 1390/05/11 ] [ 12:30 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


داستان عاشقانه قلب

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

قلب

قلب

دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم…

[ سه شنبه 1390/05/11 ] [ 12:6 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


در اين بن بست!!!

دهانت را می بويند مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می پويند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غريبیست نازنين روزگار غريبیست نازنين

و عشق را کنار تيرک راه بند تازيانه می زنند

عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

شوق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

روزگار غريبی است نازنين روزگار غريبیست نازنين

و در اين بن بست کج و پيچ سرما آتش را به سوخت بار سرود وشعر فروزان ميدارند

به انديشيدن خطر مکن روزگار غريبیست

آن که بر در می کوبد شبا هنگام به کشتن چراغ آمده است

نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد

دهانت را می بويند مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می پويند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غريبی است نازنين روزگار غريبیست نازنين

نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد

عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

آنک قصابانند بر گذرگاهها مستقر با کنده و ساطوری خون آلود

وتبسم را بر لبها جراحی می کنند و ترانه را بر دهان

کباب قناری بر آتش سوسن و ياس

شوق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

ابليس پيروز مست ٫سور عزای ما را بر سفره نشسته است

خدای را در پستوی خانه نهان بايد کرد

خدای را در پستوی خانه نهان بايد کرد

[ سه شنبه 1390/05/11 ] [ 12:2 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


راه به انتها ميرسد

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود

گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هوشیاری خود مست می رود

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست می رود

اول اگر چه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است می رود

وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود

هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود

گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست می رود

اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری همیشه به پیوست می رود

این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
تیریست بی نشانه که از شصت می رود

بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود

[ سه شنبه 1390/05/11 ] [ 11:44 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]


پايان عاشقی

بگو که تا پایان راه عاشقی با من می مانی...


می مانی تا دلم آرام شود و به خواب عاشقانه روم...


به خوابی روم که تنها در آن خواب تو را ببینم و احساست کنم...


به خوابی روم که به جز تو کسی را احساس نکنم...


به خوابی روم که رنگی از این دنیای بی محبت را نبینم...
[ سه شنبه 1390/05/11 ] [ 11:11 ] [ يه مسافر ك نيومدن استقبالش ] [ ]